رون برگاندی پس از ترک سن دیگو و زندگی در نیویورک سیتی با همسرش ورونیکا کورنینگ استون و پسرش والتر، دوران اوج خود را سپری می کرد. اما همه چیز وقتی تغییر کرد که رئیس شبکه تصمیم گرفت ورونیکا را به عنوان مجری اصلی تمام وقت منصوب کند و رون را اخراج نماید. رون که حالا به سن دیگو بازگشته، دوران افول خود را می گذراند و به صورت پاره وقت در سیرک آکواریوم سی ورلد کار می کند. فرصت نجات او توسط فردی به نام فردی شاپ، تهیه کننده اجرایی شبکه خبری جهانی (اولین شبکه خبری 24 ساعته جهان)، فراهم می شود. او رون را استخدام می کند و رون نیز تیم خبری سابق خود شامل چمپ، بریک و برایان را دوباره دور هم جمع کرده و به نیویورک بازمی گردند. در آنجا، به آنها شیفت نیمه شب محول شده و با چالشی روبه رو می شوند. رون ایده ای انقلابی برای دگرگونیِ پخش اخبار ارائه می دهد که دوباره او را به اوج می رساند. اما آیا این شهرت تازه یافته پایدار خواهد ماند؟ و آیا بریک سرانجام عشق واقعی خود را پیدا خواهد کرد؟
Having left San Diego for New York City, Ron Burgundy is living the high life with his wife Veronica Corningstone and son Walter Burgundy. However, when the boss decides to promote Veronica to full time lead anchor and fire Ron, everything changes. Now heading back to San Diego, Ron is washed up and working part time at Sea World. His shot at redemption though comes in the form of a man named Freddie Schapp, who's an executive producer at the Global News Network, the world's first 24 hour round the clock news channel. He hires Ron, who proceeds to reunite the news team of Champ, Brick, and Brian, and head back to New York City. While there Ron and his news team are given the graveyard shift and a challenge. Ron comes up with a radical new idea to transform the news and that puts him at the top of the game once again. But how long will Ron's newfound fame last? And will Brick finally find true love?